مرتضى راوندى
171
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
علىرغم تمام اين بدبختيها ، نه مأمورين داخلى نه افغانها و بعدا نه نادر شاه ، هيچيك ، در مقام ترميم بدبختيها و تقليل بار ماليات برنيامدند بلكه مىكوشيدند با اعمال زور و فشار ، ماليات و عوارض و بهرهء فئودالى را به همان ميزان سابق ، وصول كنند . بههمين مناسبت ، حزين مىنويسد ، « مردم از بيرون راندن افغانها طرفى نبستند و گشايشى در معيشت خلق پيدا نشد . » كم شدن عيار سكهها ، سبب تقليل شديد بهاى واقعى پول گرديد . قيمتها هم ، به نسبت تقليل بهاى پول ، افزايش يافت . » « 1 » در وقايعنامهء پطروس ، به مناظرى از اوضاع اقتصادى مردم در عهد شاه سلطان حسين ، اشاره شده است « يك جا قيمت ارزاق را در طول محاصرهء اصفهان ، بدينگونه ، بدست مىدهد : گندم : يك من 8 تومان ؛ برنج : يك من 10 تومان ؛ روغن : يك من 12 تومان ؛ قند : يك من ، 12 تومان ؛ تخممرغ : هر دانه ، 200 دينار ( يك تومان ده هزار دينار بوده است ) . و مىافزايد كه در آن ايام ، گوسفند و گاو و اسب و شترى در شهر پيدا نمىشد كه گوشت آن را بتوان مصرف كرد ؛ از اين جهت ، اهل شهر ناچار بودند گوشت الاغ مصرف كنند كه آن نيز از قرار يك من دو تومان فروخته مىشد . ساير مأكولات نيز زياده ناياب و گران شده بود . به اين جهت ، مردم از گرسنگى ناچار شدند گوشت سگ و گربه و پوست و چرم و پشگ حيوانات و كفش كهنه و خلاصه هر جانورى كه بدست افتد بخورند . گرسنگى به مرحلهاى رسيد كه پسر جوانى كه خواهرش مرده بود پستان او را بريده و خورده بود و بسيارى اشخاص بچههاى خود را پختند يا كباب كردند و خوردند ( بند 28 ص 17 و 16 ) . بعدها كه افاغنه بر اصفهان مسلط شدند و قحط و غلا رفع شد ، مسافرى كه از آنجا بيرون آمد ، بهاى ارزاق را به قرار زير وصف مىكند : نان : يك من ، 600 دينار ؛ برنج : يك من ، 1200 دينار ؛ روغن : يك من ، 4000 دينار ؛ مرغ : هريك ، 700 دينار ؛ قند : يك من ، 6000 دينار . » « 2 » لشكركشيهاى نادر به هندوستان و ديگر نقاط با اينكه با غارتگرى و ستمگرى توأم بود مردم ايران را ثروتمند نكرد ، نادر قسمت اعظم گنجهايى را كه از هند بدست آورد ، در كلات نگهدارى كرد و براى احياء نيروهاى توليدى و تشويق كشاورزان و صنعتگران به فعاليت اقتصادى به كار نبرد . تسهيلاتى كه در سال 1156 هجرى براى رعايا قايل شده بود و ماليات سه سال را بخشيده بود ، لغو كرد و مالياتهاى معوقه را يكباره مطالبه كرد وصول ماليات با شكنجه و آزار و غارت رعايا توأم بود . به گفتهء محمد كاظم ، چشم و زبان كسانى را كه ماليات نمىپرداختند درمىآوردند . « 3 » نظرى كلى به وضع اقتصادى اين دوره « سياست شاهان صفوى كه متوجه تحكيم حكومت مركزى و مبارزه عليه نفاقهاى فئودالى بود ، در زمان شاه عباس اول ، موفقيت فوق العاده بزرگى بدست آورد . فشار بيرحمانهء شاه بر اشراف مقتدر فئودال - نظامى
--> ( 1 ) . همان . ص 599 - 595 ( به اختصار ) . ( 2 ) . عبد الحسين زرينكوب ، يادداشتها و انديشهها . ص 203 - 202 . ( 3 ) . ر ك : تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين . ص 606 .